صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

105

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

و در نتيجه ، جهت خيريت در آن بيشتر است . و نقص ، تابع عدم و خود ، امرى عدمى و شرّ از لوازم عدم بلكه عين عدم و از لوازم عدميات است . عشق و حب و درك ملائم و لذت و ابتهاج در مقام احديت وجود ، مثل اصل وجود ، خالص و غير مشوب با نقايض و اضداد است . وجود هر چه از حدود دور باشد ، جهات خيريت در آن تمام‌تر است ، لذا وجود صرف و هستى بحت ، خير و ابتهاج و لذت و عشق محض است . وجود در مقام تنزل چون رو به نقص مىرود و لازم نزول ، تقيد به حدود عدميه است ، اوصاف كماليهء آن نيز قبول انحطاط مىنمايد . و در قوس صعود چون وجود رو به كمال مىرود ، كمالات از دست رفته را بازمىيابد . و كمال و لذت ، در شدت و ضعف ، تابع اصل وجود است ، لذا هر چه كمال ، تمام‌تر ، لذت و درك ملايمت لازم آن ، تمامتر است . موجوداتى نظير انسان - كه مركب از جهات مختلف و مجمع عوالم متعدداند ؛ و به اعتبار تكثّر قوا و دارا بودن مبادى فعليات و انفعالات متعدد ، منشأ آثار بسيار و هر اثرى كه از مبدأ و قوهء منشأ اثر ، ظاهر مىشود به لحاظ و جهت مناسبتى است كه در آن شىء وجود دارد و نيز هر قوه‌اى كه قبول فعل نمايد و متأثر شود به اعتبار جهت مناسبتى است كه به آن جهت ، قبول فعل نمايد و به آن متصف شود كمال قواى حيوانى موجود در انسان ، نيل به مقتضيات و جهات ملايمات خاص اين قوه و كمال قواى مخصوص به انسان - بما هو انسان - نيل به مقام تجرد تام و تنزه از ملايمات قواى بهيمى و به فعليت رساندن نفس ناطقهء انسانى است . و نفس به كمالات لايق خود نمىرسد ، مگر آن كه به حكمت نظرى و عملى مستكمل باشد [ 1 ] .